همه در زندانی با رویاهای پوسیده اسیریمکه کلید آزادی عاریه رادر بهم کوبیدن ملجٲ امن کودکی میدانیمهرکسیاز هر سو که میرسیدمی نگریست گرسنه وار!
⚪️⚪️⚪️با دهانی باز و کف کرده سخن گویند از عشق!تیز دندانانی، پشت نقاب حزن و آهکه آز گونه چطور میخندد در این پولِ کثافت قاه قاهآه خدایا!دگر تاب این رویای سرگردان را ندارمرها کن مراکه من در خوابی آسوده آرامم..
"ع.سپند"
برچسب:
نویسنده: سجاد صمیمی
تاريخ: شنبه
8 بهمن
1401 ساعت: 23:24